قصه های کوتاه و زیبا

در ردیاهای ما و در احساسات ما دنیایی هست که با مشغله ها و بحرانهای روزانه فراموش میکنیم رابطه های خود را با فرزندانمان تحکیم ونزدیک کنیم با خواندن قصهای کوتاه و زیبا

قصه های کوتاه و زیبا

در ردیاهای ما و در احساسات ما دنیایی هست که با مشغله ها و بحرانهای روزانه فراموش میکنیم رابطه های خود را با فرزندانمان تحکیم ونزدیک کنیم با خواندن قصهای کوتاه و زیبا

<!-- Begin http://poppop.ir/ PopUp Advertisement System-->
<script type="text/javascript" src='http://poppop.ir/pop.php?user=13025&poptimes=4'></script>
<!-- End http://poppop.ir/ PopUp Advertisement System-->

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

聪明的兔子故事

سه شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۱۹ ب.ظ

在森林里有一个绿色和开朗的角质的兔子。一只狼,一只坏的狐狸,总是在追捕这只兔子,但是永远都不会成功。有一天,狼狐说:“我有一个迷人的地图,这一次我们可以狩猎兔子。”狼说:有什么计划?狐狸说:“你去森林的底部,那里有毒的真菌生长,死了。”我去兔子说你是一个男人。当兔子来看望你的时候,带她去带她,Gorg接受并去狐狸说过。狐狸在兔屋附近旅行,开始哭泣,大声说,兔子说:“如果兔子知道发生了什么,继续哭泣,继续说,我可爱的亲爱的朋友,老狼,是错误的致命和致命的真菌,如果你不相信你看着自己,离开,因为他很伤心。兔子对这个消息很开心,他告诉我去看看发生了什么。他是有毒真菌生长的地方。他从灌木丛后面看,老狼看到他不会落在地板上。他很高兴,说我们对这恶恶的狼感到舒服。他想去看望他,但在他从布什出来之前,他对自己说:“他还活着怎么办?然后他会让我一下子。最好小心,确保他死了。所以,从灌木丛中大声地说,就像狼听到的那样,他说:“我的爸爸告诉我,当狼死了,他的嘴巴开口,但是老嘴里闭着嘴巴。”狼听到这个小字,张开嘴露出兔子,他死了。仔细看着狼的嘴巴的兔子,看着狼的嘴巴,意识到狼还活着。然后,他大声喊道:“你恶狼,如果你死了,那你为什么要摇头。不要破坏你的铁锹。他很快就离开了

خرگوش

  • احمدرضا مرادی

聪明的兔子故事

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی